حیات باقی

خرید بک لینک

گلام خشک شدن.

مسعودی اولتیماتوم داد.

بحرانی رئیس بازی در میاره.

حاتمی داره سر میخوره.

امینی .... آی از امینی.... دوست داشتنی بی پناه مظلوم قاضی بلندگو قورت داده ما.

فکم دوباره گیر میکنه.

پروژه مجیدی نازنینم رو نمیرسم انجام بدم.

دانشگاه حسابمو خالی کرده.

از یه خیاط رکب خوردم.

مغزی در خونه ام باید عوض شه.

ملیحه قهر کرده...

بلندگوهای از خود متشکر خوابگاه حالمو بد میکنن.

این روزا باز دارم عوض میشم. دارم پوست میندازم. یاد میگیرم با بحرانی رئیس مآب چه کنم. به آبدارچی پر اعتماد به نفسمون زبان یاد بدم و جایگاهمو حفظ کنم. حرفای خانم امینی رو گوش کنم. به بلندگوهای هم اتاقی وقعی نذارم. عمیق تر ملیحه رو ببینم. آخ از مجیدی مهربانم که هنوز دست بالا رو داره...

باید برای خونه گلدون بخرم.

چرا بن کارت 22 بهمن رو زودتر نمیدن.

فکر کردن به بن کارت امیدوارم میکنه. نه به خاطر مبلغ اندکش به خاطر نامه تک ارجاعی دکتر فتاحی. از فتاحی به شب بو از شب بو به پری...

باید برای فتاحی هدیه بگیرم...

پول... این سه حرفی لعنتی همیشه باقی....

ابوالهول ور آر یو...

ما را در سایت ابوالهول ور آر یو دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 66 تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 0:00

صفحه بندی