روند کاریمون خیلی طول کشید و همه رو فرسوده و خسته کرد. مدیر پروژه هفته پیش بعد از دو هفته غیبت اومده و دفتر رو عاری از هرگونه نشان پاکیزگی دیده
نشسته دعوامون کرده که شماها چتووووونه. چتووووونه؟؟؟؟؟ اینجا رو مگه دوست ندارید؟؟؟ ( تو پرانتز بگم من دختر تمیزیم بقیه بدن
) گفت اگه اینجا و کارتون رو دوست داشته باشید به محیطش میرسید و تمیزش میکنید و خوشگلش میکنید و جیمبلش میکنید. منم امروز علاوه بر 6 تا شیشه دلستری که دوماه پیش اورده بودم و پیچک توشون گذاشته بودم 4 تا شیشه دلستر دیگه هم اوردم و علف رونده توشون گذاشتم.
![]()
میزم رو یکی از اون زمانایی که احساس خمودی بسیاری میکردم و دنبال مستمسکی برای بهتر کردن حالم بودم، با کاغذ رنگیِ رنگی پنگی، شاد کردم و روش چندتا استیکر حاوی شعر چسبوندم. چشمم به این شعر افتاد:
بود آیا که در میکدهها بگشایند
گره از کار فروبسته ما بگشایند
اگر از بهر دل زاهد خودبین بستند
دل قوی دار که از بهر خدا بگشایند
به صفای دل رندان صبوحی زدگان
بس در بسته به مفتاح دعا بگشایند
زاهد خودبین که دلش نخواد پروژه ما استارت بخوره تو مجموعه 150 نفریمون زیاده. اما ماها همه مفتاح دعا به دست و کفش آهنین به پا و صبر ایوب در دل، داریم جلو میریم.
یه روزایی به دعا و خدا و هیچی اعتقاد ندارم. یه روزایی دلم میخواد فقط یه نشونه در حد افتادن برگ درخت رو سرم و پرت شدن حواسم ببینم تا ایمان بیارم. چمه خدا میدونه. اما با تمام خستگی و بی حوصلگی و گاهی ناامیدی و آشفتگیم هنوز امید دارم به ترکوندن.
کی بشه بیام اینجا بنویسم این پلتفرم معروفی که ترکونده رو میبینید؟؟؟ من کوفاندرش هستم. ![]()
از همه گذشته ما ها مگه خودمونو دوس نداریم؟ چرا خودمونو تمیز نمیکنیم خوشگل نمیکنیم جیمبل نمیکنیم؟ کاش میشد تو سرم گل بکارم. پیچک. بیاد و گلای زرد و آبیش رو دور پیشونیم بکشه و دستام رو بگیره و وقتایی که ناراحتم محکم فشارشون بده و نذاره خودخوری کنم. بذاره سبز بمونم.
برای جیمبل کردن خودم باید راه حل پیدا کنم. بهتون میگم شما هم با من خودتونو جیمبل کنید. ![]()
![]()
ما را در سایت ابوالهول ور آر یو دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 63